عمر چون برق و باد میگذردمنزل امروز در چهل دارم
در میانسالی و میانهٔ راهحال و احوالِ معتدل دارم
متوسط درآمدی هم هستخطِ پرسرعت از شاتل دارم
کاش آدم گذشته بود از سیب...الغرض اینکه یک اَپل دارم
قلم و کاغذ و تراسی دنجتازه یک بُکس هم کَمِل دارم
در همین فیسبوک میبینیچهرهای خوب و مستقل دارم
اینستا و کلابهاوز که هیچهمهجا بنده یک پنل دارم
بیعدد راه ارتباطی هستچون که هم پیج هم چَنِل دارم
در فضای مجازیام دائملایو هم بعله! متصل دارم
بهبه و چهچه و کف و هوراچندتا نوچهٔ زبل دارم
◻️آب را گل نکردهام هرگزدر هنر حقِ آبوگل دارم
عشقِ معماری مدرنم مننظری هم به کاهگل دارم
ابنسینا که جدِ مادر ماستنسبتی نیز با «هِگِل» دارم
با «همایی» تفاوتم این استکه به جای عبا شِنِل دارم
آخرین شعر «سایه» پیش من استدستخطی هم از «راسِل» دارم
نقد دارم به حافظ و سعدینامهای هم به ساموئل دارم
هم زبان فرانسه میدانمهم دوتا مدرک تافِل دارم
گوشم آسوده است از دنیامن فقط چشم بر نوبل دارم
◻️مهربانو! ببین! تفاوت با،شاعرکهای لو لِول دارم
مصلحِ اجتماعیام بندهفرق با خلقِ منفعل دارم
یک «حنا» داشتم به مزرعهایدوستی هم به نام «نِل» دارم
ولی این لحظه بیکس و تنهامحالتی خسته و کسل دارم
به سرم زد که خودکشی بکنمبسکه افکارِ مضمحل دارم
ولی اکنون به شوق روی شماستکه دلی گرم و مشتعل دارم
ظهر سوشی زدم به یاد شماشام هم سوپِ وِرمیشل دارم
سر شوریدهٔ مرا منگرلااقل چندجور ژل دارم
سیرتی چون «مشایخی» اماصورتی مثل «پاکدل» دارم
مگذر از یک تماسِ تصویریمن فقط قصدِ دردِ دل دارم
◻️جانِ من صبر کن!... تو میدانیشرکت و چند پرسنل دارم؟
آشنای وزیرِ نفتم منوسط کیش هم هتل دارم
شاید این دوره هم شدم کاندیدجایگاهی در این اِشل دارم
یک تُکِ پا بیا به
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: باربد حبیبی
تاريخ: سه
شنبه
31 خرداد
1401 ساعت: 13:04