کاش اصلا دل نمیبستند کمروها به هم - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
تا به دست باد میریزند گیسوها به هممیخورند از لرزش بسیار، زانوها به همنیست در دنیا پلی از این شگفتانگیزترمیرسد با یک نخ باریک، ابروها به همچشمها دریا و ابروها دو تا قوی سیاهاخم کن نزدیکتر باشند ا
دنیا خلاف خواسته ی ما گذشته است - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
دنیا خلاف خواسته ی ما گذشته استدیروز پیش روست و فردا گذشته استتقویم من پر است از "امروز دیدنت"امروز یا نیامده و یا گذشته استدر جستجوی بخت به هر جا رسیده اماو چند لحظه قبل، از آن جا گذشته استدر بین راه
وقف اشک است زندگانی من - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
وقف اشک است زندگانی منای که از کودکی شدی غم منآه در قبر من به من برگردای شب اول محرم من!چون نهالی که اشک پایش ریختدر عزایت شدم سترگ حسینالسلام ای حقیقت محزون!السلام ای غم بزرگ! حسین!این زبانی که برده
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
خلق و خوی نبوی با دم عیسی داریآنچه خوبان همه دارند تو یکجا داریاز ازل نام تو بوده است قدیمالاحسانقدمتی بیشتر از آدم و حوّا داریسر خونین تو و طشت طلا، حیرانیمزین شباهت که تو با حضرت یحیی داریکشتی نوح
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدی - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
رفتی و این ماجرا را تا فصل آخر ندیدیعبّاس من! دیدی امّا مانند خواهر ندیدیآن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان راوقتی غریبانه میرفت بییار و یاور ندیدیآری در آوردن تیر بیدست از دیده سخت استامّا در آور
موشک کاغذی بلند شد و پدرم را به اشتباه انداخت - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 13:06
موشک کاغذی بلند شد و پدرم را به اشتباه انداختپدرم داد زد: ...هواپیما بمب روی قرارگاه انداختپدر از روی صندلی افتاد، پاشد و گفت: «یا علی»... افتادسقف با بمب اولی افتاد او به بالا سرش نگاه انداختتانک از
زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
دیر آمدم... دیر آمدم... در داشت میسوختهیأت، میان "وای مادر" داشت میسوختدیوار دم میداد؛ در بر سینه میزدمحراب مینالید؛ منبر داشت میسوختجانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بودجانکاهتر: آیات کوثر د
مرزهای روسری - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
نشستهام به تماشای چشم چون پریاتکه سهم من بشود یک نگاه سرسریاتکه سهم من بشود سرزمین موهایتاگر اجازه دهد مرزهای روسریاتزمان عرضهی لبخندها حواست نیستکه کشته میدهد این خندههای دلبریاتنگاه کن که دوباره به خود بگویم کاشکه این نگاه نباشد نگاه آخریاتمگر چه کرده دل بیگناه من خانمکه دل نمیکنی از شیوهی ستمگریا...
مافیای شعر - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
چه دارد برای تو، تنهایی کبریا؟خدایا! اگر هستی از عرش پایین بیا!وطن کو؟ که عشقی بورزم به «سیما»ی آنکه بیزارم از دین و تاریخ و جغرافیاخدا! اینهمه قارّه! جا مگر قحط بود؟چرا سرزمین من افتاده در آسیا؟غزل را کتک میزند ناظم محترمببین ترکه و خطکش افتاده دست کیا!پر از گوش مخفیست این چاردیوار شعربله! شعر؛ این...
دارم ادای عشق تو را در میآورم - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
تنها اگر گلایل پرپر میآورمدارم ادای عشق تو را در میآورمیک شاخهی صمیمی مریم که ساده استدستم به دامنت برسد سر میآورمبا روزنامه پنجره را فرش میکنماز آسمان دریچهی دیگر میآورممن قول دادهام به تو بالای پشتبامفردا هزار دانه کبوتر میآورمفردا سر قرار، تو باران میآوریمن با خودم گلایل پرپر میآورمسیدابوالفضل صم...
خدیجه چشمهای مصطفی را خوب باور داشت - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
به سیم و زر چه حاجت بود؟! از اینها فراتر داشتپر از خورشید بود آری نگاهی کیمیاگر داشتزنان از بی حجابیها سر تسلیم افکندندولی کنزالحیا از چادر خود تاج بر سر داشتبزرگان عرب را یک به یک دیروز پس میزد که
ای ماه سر به مهر سر از سجده بر ندار - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
ای کاش این سحر ز صبوحی حذر کندیا اینکه در به روی تو خود را سپر کنداما نماز را به فرادا اقامه کنتا قاتل از نماز جهالت حذر کندبیدار کن تمام جهان را به غیر اوبگذار با خیال تو در خواب سر کندبیدار شد که د
غده بدخیم - تاریخ: 1398/3/15 ساعت: 4:04
ای قوم - جسارت نشود- دیرزمانی استاز غیرت و از عشق نه نامی نه نشانی استتیتر یک اخبار، حماس است و حماسه یک جنگ جهانی که پس جام جهانی استاما نه جهان عرب آبستن خشم استنه میپرد از خواب، اروپای اومانیستای
چه جمع مکسری - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
لب تشنهای، به یاد لب خشک اصغریآن داغ دیگری است و این داغ دیگریگاهی زره به تن، به علی میشوی شبیهگاهی عبا به دوش، شبیه پیمبریگفتند کوفیان به تو از هر دری سخنواشد به دردهای تو از هر سخن دریبا صد هزار ج
گفتهای روضه عباس خودت می آیی - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
عمر ما می رود و فرصت جبرانی نیستحاصل غفلت ما غیر پشیمانی نیستپیر ها هم ز فراق تو جوانمرگ شدندغم هجران تو را حیف که پایانی نیستاز صف منتظران تو جدا خواهد ماندهر که دلبسته یاران خراسانی نیستگفتی و گوش ن
بزرگتر است - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
غمش از لشگرش بزرگتر استخنجر از حنجرش بزرگتر استزینب از بس که داغ دید انگارخیلی از مادرش بزرگتر استچه کند با علی اصغر کهنیزه ها از سرش بزرگتر استچه کند با علی اکبر کهسرش از پیکرش بزرگتر است هر قدر تیر حرمله دارداز سر اصغرش بزرگتر استاربا اربا... همین بگویم کهاصغر از اکبرش بزرگتر استخوش به حال کسی که ...
فلسفهی چشمهای بارانی - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
سلام فلسفهی چشمهای بارانیسلام آبروی سجدههای طولانیتو را هر آینه تصویر کردهام، نظمیچه نسبتی است میان تو با پریشانی؟چگونه وصف کند غصهی تو را دعبل؟چگونه رسم کند چهرهی تو را مانی؟بیا که ما همه چشم ا
غیر خودم با کسی قرار ندارم - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
خشک و زمستانیام، بهار ندارمباختهام، برگی اعتبار ندارمریشه که جز خاک بر سرم نتوان ریختشاخه که جز برف کولهبار ندارمملعبهی دست کودکان جنونمیک گل مصنوعیام که خار ندارمیک قدمی غزال زخمیام اماپای عبور و دل شکار ندارمدیر رسیدم سر قرار، مهم نیستغیر خودم با کسی قرار ندارم شاهم، شاهی که مات قلعهی دوریستشاه پی...
این قاصدک آورده خبرهای زیادی - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
افتاده در این راه سپرهای زیادی یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی بیهوده به پرواز میندیش کبوتر! بیرون قفس ریخته پرهای زیادی این کوه که هر گوشه آن پارۀ لعلی است خورده است بدان خون جگرهای زیا
از آستین خدا دست بوتراب در آمد - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
مگر که باز رخت از پس نقاب در آمد؟و یا که صبح دمیدست و آفتاب در آمد؟همین که خلق دو چشمت تمام گشت خدا گفت:مبارک است، مبارک، چه خوب از آب در آمدتویی که نقطه بسمِ اله کتابِ خداییز شرح خال سیاهت علی ک