جانم به لب رسید که جامم به لب رسید - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
بعد از هزار دور به من هم عجب رسیدجانم به لب رسید که جامم به لب رسیدبر روی آفتاب تو موی سیاه ریختیاللعجب چگونه در این صبح، شب رسید؟روز نخست، نوبت تقسیم تاب و تبتابش به موی تو، به من خسته تب رسیدوصل تو واجب است و خیال تو مستحبصد شکر دست من به همین مستحب رسیدبختم سیاه گشت ز داغ تو، تلخ نهاین هم شباهتی ...
بهشت را به جهنم می آورند - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
هرچند خنده بر لب عالم می آورندباران و برف با خودشان غم می آورندمن دوست دارم این غم باران و برف رازیرا تو را دوباره به یادم می آورندباران چکامه ای ست که در وصف عاشقانخورشید و ابر و باد فراهم می آورندهر
دور دستاس تو میچرخند گندمزارها - تاریخ: 1397/11/8 ساعت: 10:50
بینگاهت بینگاهت مرده بودم بارهاای که چشمانت گره وا میکند از کارهامهر تو جاری شده در سینهی دریا و روددور دستاس تو میچرخند گندمزارهاباز هم چیزی به جز نان و نمک در خانه نیستبا تو شیرین است اما سفره
تبلیغات انتخاباتی - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
بنده بعد از آمدن در عرض یک ماه و دو ماه نرخ مایحتاجتان را میکنم چون عهد شاه پوشش آزاد است در این مملکت، باید جوان هر چه میخواهد بپوشد، چارخانه، راهراه میکنم آزادشان از بحر و وزن و قافیه شاعران را غرق خواهم کرد در بحر رفاه ماه را میآورم روى زمین تا شاعران ذوقشان هر شب بجوشد در تنور داغ ماه شاعران را ...
در آتش غضب عدل اوست دست تطاول - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
وضو گرفتم و کردم به ربّ عشق توکّلزدم به رسم ادب بعد از آن به خواجه تفأّلکه حرف پیر خرابات و حقّ صحبت او شدقلم به دست گرفتم بدون هیچ تعلّلقلم به دست گرفتم که از علی بنویسمکه چند بیت بسازم قصیدهوار تغزّلهمان علی که به وصفش کم است اگر بنشینند به شور، شور و شعور و شعار و شعر و تخیّلهمان علی که به اعجاز ...
ای عشق به جز دوری تو نیست ملالی - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
در باد ورق میخورد این دفتر خالیاین غفلت مشهور به تقویم جلالیهرجا بگریزم، غم تو زودتر آنجاستاز گریه پرم، ای همهجا، جای تو خالی!هرگز شده دریا برود دیدن رودی؟دیدار من و عشق؟ چه بیهودهخیالی!از آب حرام است تهی کاسهی مستانبر خوان خدا نیست مگر نان حلالی؟ای هرگز نومید! در این دایرهی وهمشوق سفری کو؟ چه سقوطی...
میخواهمت چنان که شب خسته خواب را - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
میخواهمت چنان که شب خسته خواب رامیجویمت چنان که لب تشنه آب رامحو توام چنان که ستاره به چشم صبحیا شبنم سپیدهدمان آفتاب رابیتابم آنچنان که درختان برای بادیا کودکان خفته به گهواره تاب رابایستهای چنان که تپیدن برای دلیا آنچنان که بال پریدن عقاب راحتی اگر نباشی، میآفرینمتچونان که التهاب بیابان سراب راای ...
مُشتی وطننفروش - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
خراب دولت آنم که نگذارد در آید بوشکه با هر گند نو بر گند کهنه مینهد سرپوشبه هر انگشت در هر آستینش خفته صد سیفونکه فوری میکشد سیفونش را، یک آب هم بر روشاگر آرد ز عثمانی دو کشتی کود انسانیالا ای تپههای خاک پاکم وا کنید آغوشسلوک ویژهخواری را مقاماتیست پیچیده؟!که افشا کردنش ذهن شما را میکند مغشوشبرادرها...
این دوبارهها - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
ای جمع در وجود تو کل عصارههادرمانده از بیان تواند استعارههابیتو دوباره جمعه و بیتو دوباره... آه!از رفت و آمد همهی این دوبارههابیمبتداست هر خبری بیحضور توپس بینهاد مانده تمام گزارههاای ماه پشت ابر اگر جلوهای کنیپر میکنند دور و برت را ستارههاوقتی برای آمدن توست، بیگمانخوب است پاسخ همهی استخارههاوقتی ظ...
در بهار - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
آری! هوا خوش است و غزلخیز در بهارباریده است خنده یکریز در بهاراز باد نوبهار -حدیث است- تن مپوشباید درید جامه پرهیز در بهار!اما خدا نیاورد آن روز را که آه...گیرد دلی بهانه پاییز در بهاربی دید و بازدید تو تبریک عید چیست؟چندین دروغ مصلحت آمیز در بهاربا دیدنم پر از عرق شرم میشوندگلهای شادکام دلانگیز در ...
غم فقط مهمان اوست - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
در دل تاریک زندان غم فقط مهمان اوستاین میان چیزی که روشن میشود ایمان اوستآهن دلسنگ را هم کرده پابند خودشاز ارادت این همه زنجیر آویزان اوستماندهام با خود کدام از این دو زندانیتر است؟او که زندانیاست یا آنکس که زندانبان اوست؟!این همان خشم است با آن چهرهی افروخته؟!اینکه حالا مثل طفلی خفته بر دامان اوستخ...
شما چطور؟ - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
من شاعرم، کتاب ندارم؛ شما چطور؟!عمری ست جای خواب ندارم؛ شما چطور؟! در بانک های دولتی و غیر دولتیمثل شما حساب ندارم؛ شما چطور؟! نه سبزم و نه قرمز و نه آبی و نه زردباور کنید تاب ندارم؛ شما چطور؟! افسرده ام به خودروی تک سرنشین خویشماشین خوش رکاب ندارم؛ شما چطور؟! زلف مرا زمانه گرفت و ز بیخ کَندمن مشکل ...
من زخم کاری دوست دارم - تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 18:44
تو هم خنجر بزن، من زخم کاری دوست دارمشبیه موزه هایم، یادگاری دوست دارمشکوه بیستون هستم که از تکرارها خستهامبیا فرهاد شو، من کنده کاری دوست دارمفقط لج می کنی من عاشق این کارها هستمگلم من شاعرم ناسازگاری دوست دارمتو دعوت نیستی در خلوتم اما بیا گاهیبیا که میهمان افتخاری دوست دارمتو مثل بهمنی آرامی و مح...
شکافی بر تن کعبه است که مولا به سر دارد - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
شکاف آیا دلیلش چیست وقتی خانه در داردکسی باید که از این راز کعبه پرده برداردبه دنبال چه میگردند گرد کعبه حاجیها؟به غیر از آن شکاف حیدری چیزی مگر دارد؟بیا و سنگ حیدر را بزن بر سینه ای حاجیکه از خشت و گل این خانه لطفی بیشتر داردبیا! هرکس علی را دیده باشد کعبه را دیدهشکافی بر تن کعبه است که مولا به سر ...
وقت است دنیا از خدا قدری بیاموزد - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
هرکس بهای عشق را سنگین بپردازددر زندگی کمتر به آن و این بپردازدتاوان بیتدبیری سلطان محمد راآخر چرا سلطان جلالالدین بپردازد؟اسب سیاست خرج و برج خویش را داردهرکس که میچسبد به قاچ زین بپردازدما ریختیم این زندگی را پای نام و نانخرج و خراجش را نباید دین بپردازد!فرهاد عشقش کوهکندن بود و تاوانشدر طول تاریخ...
سلام دختر مشروطهخواه تبریزی - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
سلام دختر مشروطهخواه تبریزیبدون اسب و کتل نیز فتنهانگیزیرواق هشتی ابروت: موزهی قاجارتراش و طرح تنت: دستباف تبریزیبه حکم موی تو از خیل سربهدارانمخودت مگر که به خونخواهیام به پا خیزیخوشا به من که مرا با هزار سودایمهزار مرتبه از موی خود بیاویزیخوشا سیاست ابروی تو که از چپ و راستگرفته نصف جهان را بدون خ...
لینک به لینک میروم - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
هرچه هلاک می کندهرچه بلاک می شومباز به شوق دیدنشلینک به لینک می رومتا برسم به پیچ اوصفحه ی اینستاگرامبا گل رخ نمای آنسبزه نگار شوخ و شنگهای کلاس و خوش پلانچشم نواز و خوش ویوهشتک عکس و مطلبشلاکچری تر از همهوُیس فرست و نخبه درفن بیان و دکلمهمزه پران و بذله گولایو گذار و زبده درکار کلیپ و دابس مشلایک خ...
ما جمعه را به شوق تو تعطیل کردهایم - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
ما را دلی است چون تن لرزان بیدهاای سروقد! بیا و بیاور نویدهاباز آ و با نسیم نگاه بهاری اتجانی دوباره بخش به ما ناامیدهاما جمعه را به شوق تو تعطیل کرده ایمای روز بازگشت تو آغاز عیدهابازآ که خلق را نکشاند به سوی خویشبازار پرفریب مراد و مریدهابرگرد تا زمین و زمان را رها کنندچپها و راستها و سیاه و سفیده...
آه از فراموشی - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
ای خندههایت بخیهیِ زخمِ فراموشیژرفِ تُهی! تنهاییِ بعد از هماغوشی!در عشق، گاهی چارهای غیر از خیانت نیست؛گاهی اگر سودابه هم باشی، سیاووشی...یک عمر جادو کرد و جنبل، آخرش دیدیمبیرون نیامد از کُلاهِ عشق، خرگوشیاین شیرِ بی یال و دُم و اِشکَم، خودش ماندهستدر دامها، چشمْانتظارِ مُعجِزِ موشی!من پنجمین دیوارِ...
زمان میایستاد - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 4:52
داشت در یک عصر پاییزی زمان میایستادداشت باران در مسیر ناودان میایستادبا لبی که کاربرد اصلیاش بوسیدن استچای مینوشید و قلب استکان میایستاددر وفاداری اگر با خلق میسنجیدمشروی سکوی نخست این جهان میایستادیک شقایق بود بین خارها و سبزههاگاه اگر یک لحظه پیش دوستان میایستاددر حیاط خانه گلها محو عطرش میشدندابر...