اگر به ری برسد... - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 1:38
زنی به هیأت دوشیزههای دربار است که چشم روشن او قهوههای قاجار است مرا کشیده به صد سال پیش و میگوید: برای شاعر مشروطه، عاشقی عار است مرا کشانده به شیراز دورهی سعدی خجالتم بدهد، بهتر از تو بسیار است دو چشم عطری او آهوان تاتار است زنی که هفت قدم در نرفته عطار است شبی گره شد و روزی به کار من افتاد زنی که...
طالب فرزند ابوطالب باش - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:58
روز و شب بر لب خود آیه ی لبخندی داشتدر فراوانی غم ها دل خرسندی داشتعرش از روز ازل خانه ی او بود ولیدر شگفتیم که با خاک چه پیوندی داشتاز در قلعه بپرسید خودش خواهد گفتفاتح قلعه چه بازوی تنومندی داشتشرط توحید حقیقی ست ارادت به علیهر که شد بنده ی مولا چه خداوندی داشتمادرم در شرف مرگ فقط گفت: علیپدرم موق...
غزل خوب است در وصف امیرالمؤمنین باشد - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 21:58
خدا می خواست تا تقدیر عالم اینچنین باشدکسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشدخدا در ساق عرش خویش جایی را برایش ساختکه حتی ماورای دیده ی روح الامین باشدخدا می خواست از رخساره ی خود پرده برداردخدا می خواست تا دست خودش در آستین باشدعلیٌّ حُبّهُ جُنّه ، قسیمُ النّار والجَنّهخدا می خواست آن باشد، خدا می خو...
تو را میشناسند - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
چشمههای خروشان تو را میشناسندموجهای پریشان تو را میشناسندپرسش تشنگی را تو آبی جوابیریگهای بیابان تو را میشناسندنام تو رخصت رویش است و طراوتزین سبب برگ و باران تو را میشناسندهم تو گلهای این باغ را میشناسیهم تمام شهیدان تو را میشناسنداز نشابور با موجی از لا گذشتیای که امواج طوفان تو را میش
ما را قبول کن - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۳۵ ق.ظ در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته استدل، طوقِ الفتی به ضریح تو بسته استچون دشتهای تشنه در این آستان قدسدر انتظار ابر عنایت نشسته استچون ذره بر ضریح خود ای روح آفتاب!ما را قبول کن که دل ما شکسته استفوج کبوتران تو آموخت عشق راپرواز نور در حرمت دسته دسته استدریاب روح
طلبکاریم ما - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
از تناقضهای عادت گشته سرشاریم ماگاه اصراریم ما، گهگاه انکاریم ماهرکجا پا میگذاریم اشکمان جاری شودهیئت دیوانگانیم، ابر سیّاریم مادست خالی را پر از تسبیح و تربت میکنیمرونق از نام رضا داریم، بازاریم ماکعبه مردم شدیم از بس ترک برداشتیمسینهچاک مرتضی هستیم، دیواریم ماروضه میخوانیم و خصم روضه، از رو
چشمهی خورشید خراسان - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
ذکر پابوس شما از لب باران می ریختابر هم زیر قدمهای شما جان می ریختهر چه درد است به امیّد دوا آمده بوداز کف دست دعای همه درمان می ریختعطر در عطر در ایوان حرم می پیچیدبر سر دوش همه زلف پریشان می ریختنور در آینه های حرمت گل می کاشتاز نگاه در و دیوار گلستان می ریختروی انگشت همه شوق دعا پر می زداز ضریح
نامم اگر غلام رضا هست - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
مضمون بکر غیر تو پیدا نمی کنمجز مدح دوست، لب به سخن وا نمی کنممعنای پاک اسم تو در هیچ واژه نیستمن با پیاله دست به دریا نمی کنمدر وصف آستین سخن را به هیچ رویصد سینه حرف دارم و بالا نمی کنممن ذرّه ام که خانه ی خورشید خویش رااز هیچ کس به جز تو تقاضا نمی کنمای گنبد همیشه مطهّر به عطر اشکجز در حریم کوی
در باز شد - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ق.ظ ادخلوها بسلامٍ آمنین... در باز شداز میان جمعیت راهی به این سر باز شددر حرم سهل است، حتی در دل میدان مینهر زمان که یارضا گفتیم، معبر باز شداول نامش که آمد بر زبانم سوختمدر دلم بال صد و ده تا کبوتر باز شداز صدای گریهی زنها یکی واضحتر استخوش به حالش بعد عمری بغض
از غم صیاد میگویند آهوها - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۱ ق.ظ ای سلام گرم خورشید از فراسوها به توشب پناه آورده با انبوه شببوها به توبغض خود را ابرها پیش تو خالی میکننداز غم صیاد میگویند آهوها به توای ضریحت عشق! از هر لذتی شیرینتر استلحظهای که میرسد دست النگوها به توچون کبوتر دست برمیداشتند از رسم کوچفکر میکردند اگر
زیارت را نمی فهمم - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
به ظاهر زائرم اما زیارت را نمی فهمممن بیچاره لطف آشکارت را نمی فهممتو از من بیشتر مشتاق دیداری و من حتیبه دل افتادن گاه و گدارت را نمی فهممزیارت نامه می خوانم دلم از نور لبریز است"اگر چه گاه معنای عبارت را نمی فهمم"تو پرواز مرا در اوج می خواهی و می دانیمن از بس در قفس بودم اسارت را نمی فهممبه جای
پرچم تسلیم - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
در دلم انداخته حال رجا و بیم راجذبه ذیالقعده آتش می زند تقویم رادارد امشب از شمال شرق احسان می وزدمی شناسد این گدا سلطان آن اقلیم را می شود آقا بدان زائر سرا راهم دهد؟می نشینم تا محقق سازد این تصمیم رایا رضا (ع)! اذن دخول ماست، نام مادرتمرحمت کن رخصت پا بوسی و تعظیم رادوری از ایوان طلایت، نقره داغ
شاعر مخزن است - تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 22:36
سولقان گویند بالای کن استاینچنین تکلیف ما هم روشن استتیر عاشق میخورد اغلب به سنگبسکه قلب دلبران از آهن استای زلیخا، بیخیال قصه شویوسف و این یکقلم پیراهن استآنکه دستش توی بیتالمال نیستیا سرش آنتوست، یا نه، کودن استدست آقایان بهکلی توی کاردست بیکاران وبال گردن استگفتم این فیش نجومی مال کیستجیم
نمیگنجد - تاریخ: 1396/4/30 ساعت: 5:40
تنم در وسعت دنیای پهناور نمیگنجدروان سرکشم در قالب پیکر نمیگنجدمرا اسرار از این گفتهها بالاتر است، امّابه گوش خلق، از این حرف بالاتر نمیگنجدبه سینه دست نادانی مزن ارباب دانش رااگر علمی تو را در مخزن باور نمیگنجدعجب نبوَد که این خوابیدگان را نیست بیداریاذان صبح اندر گوشهای کر نمیگنجدمرا خواب آ
گذار پوست به دباغخانه می افتد - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 16:59
اگرچه عشق هنوز از سرم نیفتاده ولی مسیر من و او به هم نیفتاده به خواب سخت فرو رفته پای همت من وگرنه اسم کسی از قلم نیفتاده به غیر کار ندارم به خویش می گویم چرا هنوز به ابروت خم نیفتاده بقیع شاهد زنده، شبیه سامرا که اتفاق از این دست، کم نیفتاده بماند اینکه به آن قوم رحم کرده حسین (ع) هنوز سفره ی
چار آیینه مجاور - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 16:59
مرغ دل پر میکشد گاهی مسافر میشود در حریمی که کبوتر نیز شاعر میشود از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع چار آیینه کجا با هم مجاور میشود روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود بین مردم تربت این بقعه نادر میشود غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف در جوارش حوزهی علمیه دائر میشود گوش شیطان کر به زودی
مکان امن و هوای لطیف و جنس ردیف - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 16:59
مکان امن و هوای لطیف و جنس ردیف چو دست زاهد عاقل نمیرسد هی پیف؟ کباب عالی و نوشابهٔ سیاه و پیاز زغال خوب و متاع قوی و نفس ضعیف من این پکیج به دنیا و آخرت ندهم اگرچه منع کنندم مدرسان شریف فزرت کار جهان کامپلیت قمصور است هزار بار من این جزوه کردهام تألیف بخور ز توبره و میل کن از آخور، لیک به هو
روزهداری در میان روزهخوارانم - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 0:09
شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۴ ق.ظ مرا کشتند و تن کردند رخت سوگ، یارانم!برایم مضحک است آه و فغان سوگوارانممرا از لشکر دشمن هراسی نیست، میترسمکه جانم را بگیرند آخر سر جان نثارانمقطاری کهنه ام، اما چه جای شکوه از مردم؟!شکسته شیشهام را سنگ لطف همقطارانمتو را با دیگران می بینم و در "صبر" میسوزمکیام
فقط به خاطر فرزندم - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 0:09
دلم جزیره ی اندوه است ولی کنار تو می خندمچقدر پیش تو خشنودم، چقدر پیش تو خرسندماز ابتدا تو اگر بودی، اگر چراغ تو روشن بودبه شب دخیل نمی بستم، دل از ستاره نمی کندمدر این کرانه من آن رودم که جز به عشق نپیمودمروان شدم که به دریایی به جز تن تو نپیوندماگرچه دیده تو را ای یار ندیده بود ولی انگارهمیشه دل
دو هواییم ولی بیشترش توفانی - تاریخ: 1396/4/5 ساعت: 0:09
دو هواییم؛ دمی صاف و دمی بارانیما همانیم، همانی که خودت می دانیپیش بینی شدن حال من و تو سخت استدو هواییم... ولی بیشترش توفانیآخرین مقصد تو شانه ی من بود؛ نبود؟گریه کن هرچه دلت خواست، ولی پنهانیشاید این بار به شوق تو بتابد خورشیدرو به این پنجره ی در شرف ویرانیباز باید بکشی عکس پریشان مراگوشه ی قابِ ه...